skip to main
|
skip to sidebar
فقط يك لحظه
Wednesday, 15 April 2009
زندگی شاید زنی است با گیسوی بلند که ازتیت* برمی گردد
*Tate
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Blog Archive
►
2017
(1)
►
June
(1)
►
2012
(2)
►
April
(1)
►
March
(1)
►
2010
(7)
►
April
(2)
►
March
(2)
►
February
(2)
►
January
(1)
▼
2009
(30)
►
December
(6)
►
October
(1)
►
May
(5)
▼
April
(14)
تهران انار دارد، نارنج همبار دیگر شهریشهر من...شهر...
لندن نارنج ندارد
وقتی حواست نیست زیباترینی وقتی حواست هست فقط زیبای...
"Strange though this may sound, not knowing where ...
No title
اکـّه مثل همیشه مثه یه شبحزیر یه سقف دارم می چر...
تابلوی اول يک زن يک مردبر ريسمان سرخ بلند از برابر...
کادر می بندمتعداد عکسهایی که نگرفتم داره سرسام آور...
زندگی شاید زنی است با گیسوی بلند که ازتیت* برمی گردد
آداب بیقراری یعقوب یادعلی رو میخونم:"خندید، به چشم...
کسی است مثل عکسهاش... ساده ولی نه ساده ترنمیدونم ا...
به درازای هفتهمنتظرم... به دیوار تکیه میدم. آروممز...
عید. هشتاد و هشت. تهرانعکس می بینم. عکس می شنوم. ع...
شنبه فروردین ساعت ...! من و انکار شراب این چه حکای...
►
March
(3)
►
February
(1)
►
2008
(6)
►
July
(1)
►
June
(5)
A Name For NoBody
Davat
koochi
Persian anthology of world poetry
Slide
Unknown
غریب آشنا
نه به خاطر دنیا
وبلاگ رسول یونان
يادداشت هاي احمد پوري
پاگرد
No comments:
Post a Comment