Wednesday, 11 April 2012

چند شب

چند شبه که بی خوابی آشفته ام می کنه... اینجا تو تخت تنم زخم بر می داره به نرمی
هر شب یه تیکه ام جدا می شه، آواره ، ولگرد و تب دار گم می شه تو کوچه های شهر
چند شبه که هر شب یه تیکه که خیال برگشتن نداره کنده می شه و می ره