Wednesday, 11 April 2012

چند شب

چند شبه که بی خوابی آشفته ام می کنه... اینجا تو تخت تنم زخم بر می داره به نرمی
هر شب یه تیکه ام جدا می شه، آواره ، ولگرد و تب دار گم می شه تو کوچه های شهر
چند شبه که هر شب یه تیکه که خیال برگشتن نداره کنده می شه و می ره

Tuesday, 13 March 2012

کلمات عقیم

کلمه کلمه کلمه

دهان ها به کلمات باز می شن
مثل ابر که به بارون

کلمه های بی شکل
بی رنگ
بی بو
بی مزه
عقیم

که هیچ زمینی رو بارور نمی کنند